به سلامتی سربازا و رفیقا و عاشقا

فقط سلامتی فیل که کف باش صافه و از خدمت معافه!!!!!!!!!!!!!
اگه لبخند زدی به خط زشتم به قران مجید تند تند نوشتم
دو خط کردم تراشیدم سرم را لباس ارتشی کردم تنم را
لباس ارتش رنگ زمینه مادرجان غصه نخور دنیا همینه
به سلامتی که وقتی ازش پرسیدن عشق چند کلمه است؟گفت 4کلمه عشق یعنی {ر ف ی ق } رفیق
21ماه حبس بخاطر پسر بودن
به سلامتی سربازی که رفت مرد بشه تا بیاد دوست دخترش مادرمیشه
به نام انکه اشک را افرید تا مونس تنهاییم باشم
بسوزی خدمت که سوزاندی جیگرم دوست دخترم مادره من هنوز پسرم
از آن روزی که خوردم سیب زمینی شدم سرباز نیروی زمینی
چرا مادر مرا 20ساله کردی به دور این پادگان آواره کردی
نوشتم نامه ای با برگ گل یاس که خدمت کنم با کله تاس
به سلامتی DJ SAEED SJ
که میگه:رفیق آلوچه نیست بهش نمک بزنی
رفیق عشق نیست بهش کلک بزنی
رفیق حرمت داره باید باید واسش زانو بزنی
کلاغ پر میروم با پای خسته جناب سروان نزن پایم شکسته
جناب سروان شاید بمیرم مقام دختران ماتم بگیرم
به سنگی تکیه کردم خوابم آمد مقام صحبت های خانه یادم آمد
معنی خدمت:
خ یعنی: واسه خودمون
د یعنی :واسه دلتنگی هامون
م یعنی :واسه مادرامون
ت یعنی : واسه تنهاییهامون
به سلامتی سربازی که واسه خاطرش میره اما میره و میاد میبینه عشقش مادره
این قطعه شعری که مینویسم تقدیم به همه ی سربازان مازندرانی :
مر مسه پلنگ زخمی هکرده شه دل عقده ره خالی هکردی
پلنگ غوش نکن چه یک ریکامه ابر قدرت مه مثل آمریکامه
همه از مرگ میترسند من از رفیق نامرد
غلط کردم به پادگان امدم من به پای خودم به زندان آمدم من
سربازي راهيست براي آدم کردن پسرها… اما هيچ راهي براي آدم کردن دخترها وجود نداره
توی قلبم نوشتم ورود ممنوع ! حالا که وارد شدی ، خروج ممنوع !
یك شعر از پادگان بیرجند نمیدانم شاعرش كیست به حوزه رفتم و اعزام گشتم به بیرجند امدم سرباز گشتمدر دروازه بیرجند رسیدم صدای اواز و شیپور شنیدمبه خود گفتم كه شیپر نظام است دگر شخصی گری بر من حرام است جناب سروان كه سیلی زد به گوشم خیال میكرد كه من سیگاز فروشم خداوندا بیرجند كوهسار است غذای پادگانش زهر مار استبسوزد انكه سربازی بنا كرد مرا از تو تو را از من جدا كرد نگو بیرجند بگو اواره غم نگهبانی زیاد مرخصی كمنگو بیرجند بگو زندان هارون كه سرباز دارد خیلی فراووندرختان پادگان جوانه كرده غم مادر مرا دیوانه كردهاگر بیرجند شود باغ بهشتی نمی ارزد به یك دیوار خشتیخیال كردم كه سربازی دو سال است ندانستم كه عمر یك جوان است
امروز به ما خبر دادند كه تا چند روز اینده به مرخصی میان دوره خواهیم رفت بچه ها همه خوشحال بودند و همه برای امتحان درس میخواندند
از آن روزی که سربازی به پا شد—ستم بر ما نشد بر دخـــتران شد بسوزد آن که سر بازی به پا کرد—تمام دخـــتران را چشم به راه کرد
هر روز تنگ غروب تو سربازی
صفا داره لب مرز تیر اندازی
تا چهل چراغ پادگان روشن میشه
سر دیگ عدسی غوغا میشه
توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس
بخورم ، نخورم گرسنه می مونم
قدر آش ننم رو حالا می دونم
سر پستم رسیدم خوابم آمد — محبت های مادر یادم آمد نوشتم نامه ای با برگ چایی — کلاغ پر میروم مادر کجایی نوشتم نامه ای با برگ انگور — جدا گشتم دو سال از خانه ام دور
به صف کردند تراشیدند سرم را لباس ارتشی کردند تنم را
الهی خیر نبینی سر گروهبان که امشب کردی تو مرا نگهبان
غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی کارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میکنه میگه: ای بابا، من که ازینا چهارتا دارم! …
به سربازی روم با کوله پوشتی به دستم داده اند یک نان خشکی به خط کردن تراشیدم سرم را لباس ارتشی کردن تنم را لباس ارتشی رنگ زمین است سزای هر جوان آخر همین است
سلامتی سربازی که سر پست تفنگش رو بغل کرده ولی عشقش تو بغل یکی دیگه خوابه........!!
سلامتی سربازی که رفت خدمت مرد بشه ولی عشقش زن شد.....................................!!
سلامتی سربازی که ۵۵ دقیقه تو صف تلفن ایستاد تا ۵ دقیقه با عشقش حرف بزنه ولی چیزی جز این نشنید(مشترک مورد نظر در حال مکالمه است)
سلامتی سربازی که زیراب ریز و درشت رو می زنه............!!!!
سلامتی سربازی که پول از بجه ها قرض میگیره و بعد یادش میره................!!!
سلامتی سربازایی که ده تومن ده تومن از سعید میگیرن ولی بعدش قهر میکنن....!
سلامتی سربازی که نرسیده به جایگزینی ......... زدن.!!!!!!!!!
سلامتی سربازی که بخاطر یه ۲۴ ساعتی ..........!!!!!!!!
سلامتی سربازی که تو خدمت درس میخونه تا بعد خدمت ........... بشه!!!!!
سلامتی سربازی که گوشی داره ولی مخاطب نداره!!!!!!!!!!
سلامتی سربازی که زد تو گوش دو تا پرتقال سعید........!!!!
سلامتی سربازی که .....................
هر روز تنگ غروب تو سربازی صفا داره لب مرز تیر اندازی تا چهل چراغ پادگان روشن میشه سر دیگ عدسی غوغا میشه توی دیگ عدس ، افتاده یک مگس بخورم ، نخورم گرسنه می مونم قدر آش ننم رو حالا می دونم
غضنفر سربازیش تموم میشه، وقتی كارت پایان خدمتشو بهش میدن، نگاه میكنه میگه: ای بابا، من كه ازینا چهارتا دارم! ...
.
به عضنفر میگن چرا میری سربازی؟ میگه والا فقط به خاطر مرخصی هاش
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ غضنفر: این خواهرومادر ممده !!!
تو پادگان چشمات راه رفتم بی معرفت....سهم من از عشقت کلاغ پر بود؟؟!!!؟
نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت... منم یه اسیر جنگی... تو منو شکنجه میدی...توی این قلعه ی سنگی
خنده بهترین اسلحه جنگ با زندگیه ! امیدوارم همیشه مسلح باشی !
یه روز غضنفر میره سربازی………………………………………………………………………………………….. ………………………………………………………………….دنبال چی میگردی نیستش!رفته سربازی
این سه نفر.......
سه نفر رو هرگز از دست نده : مردادی ها ، خردادی ها ، بهمنـی ها چـون
دوست واقعی هستن...
سه نفر رو هیچ وقت نذار از زندگیت برن: شهریوری ها ، آذری ها ،آبانی ها
چـون به درد دلت گوش
میدن ...
سه نفر رو هرگز نرنجون: اردیبهشتی ها ، تیری ها ، دی ها چـون
صادقن ...
از سه نفر هرگز متنفر نباش: فروردینی ها، مهری ها، اسفندی ها چـون
بهتـرینن ...
شما کدومشون هستین؟؟؟؟؟؟در این دنیا که مردی حرام است نکن مردی که نامردی مرام است
اگه خواستین بیاین خدمت مرد بیاین و مرد برین نه این که دم از مردی بزنی و آخر نامردی باشی هرگز سرباز رو به خاطر راحتی خودت نفروش...........................
به سلامتی اون سربازی که من کار کردم و زحمتش رو کشیدم به اسم خودش رد کرد و تشویقیش رو گرفت!!!
بیهوده متاز که مقصد خاک است
خدایا روز غم فرداست چرا میسوزم امروز
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
اگه زندگی بد نبود بچه اونو با گریه اغاز نمیکرد
به سلامتی سربازی که رفت مرد بشه تا بیاد دوست دخترش مادرمیشه
به نام انکه اشک را افرید تا مونس تنهاییم باشم
سلامتی همه اونایی که مارو همینطور که هستیم دوست دارند وکرنه بهتر از مارو که هست دوست دارند
سلامتی اون پسری که به سلامتی عشقش عرق میخوره ولی نمیدونه که عشقش زیر یکی دیگه داره عرق میریزه

از عشق تو من به کوچه پس کوچه زدم
..
.
.
.
عشق رو ولش کن
من گم شدم
کمک
در خواب نازی بودم شبی /دیدم کسی در میزند /
در را گشودم روی او / دیدم غم است در میزند/
ای دوست بی وفا /از غم بیاموزید وفا /
غم با ان همه بیگانگی / هر شب به من سری میزند /
بر دوش دلم بار غمت سنگین است .دور از تو همیشه قلب من غمگین است
اهی عجیب می کشم امشب به یاد تو . خود را به صلیب میکشم امشب به یاد تو . پرتقال و نعنا که هیچ است دارم دو سیب میکشم امشب به یاد تو .
ای کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود
از دست دوستان عقرب پرست صفت هم نشینی با مارها آرزوست
انقدر مناز به درجات بالا روزی تو هم میای بهشت زهرا
نیش خونین از نیش عقرب بدتر است پس بزن عقرب که دردش کمتر است
در این دنیا مردی حرامست نکن مردی که نامردی حرامست
ای سوی چراغ زندگیم نرو که با رفتنت خاموش میشوم.
منو تو فکر فرداییم منو تو موج دریاییم
ابر بیته هواره ندیمه شه درخوا ره
رفیقان امدن دشمن به دادم برس
گر پادشاه عالمی باز گدای مادری
درسته سیگارم دامی نیست ولی رفاقتمون دا.میه
جمعی بودیم گرسنه دور هم
چون سیر شدیم از هم دور شدیم
کاش از گرسنگی میمردیم
منو که میزارن توی قبر
بزنین رو شونم و بگین:
سخت گذشت ولی دیدی زود گذشت
سلام دوستان باز من اومدم
با یه مطلب دیگه
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم
بزن
همانطور که من انجام دادم
...
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی
رفتم کوه داد زدم :با من ازدواج میکنی ؟بعــد
شنیدم :بـــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج
مــــــــــــــــــــیکنـــــــــــــــــــــــی؟بــــــــــا
مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج
مـــــــیکنـــــــــــــــــــــی!؟بــــــا مــــــــــن ازدواج
مـــــــــیکنـــــــــــــــی!؟بـــا مــــــن ازدواج
مــــیکنـــــــی!؟بـا مــــن ازدواج مـــیکنــی!؟با من ازدواج
میکنی!؟بَعدش چون آمادگی همه خواستگارو با هم نداشتماومدوم پایین که ادامه
تحصیل بدم !
اه زندگی
خنده های ما
در خلال راز های زندگی ،
در عبور روزهای کودکی ؛
و در شروع یک بلوغ مخملی
گم شدند ...
آه زندگی !
زود اعتراف کن !
خنده های ما کجاست ؟
دست و نزد کیست ؟
آه زندگی ...
آی زندگی ...
زود و زود و زود
تند و تند و تند
پاسخم بده ...
خد ا حافظ:
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختنببین هم گریه هام از عشق
.چه زندونی برام ساختنخداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونهلالایی ها دیگه
خوابی به چشمونم نمی شونهیکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوندیکی با دست
ناپاکش گلای باغچمو سوزوندتو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بوهنوز
آوار تنهایی داره می باره از هر سوخداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردمنشد با
این تن زخمی به آغوش تو برگردمنشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارماز این
فصل سکوت و شب غم بارونو بردارمنمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونیتو
که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونیتو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل
گندمتو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردمخداحافظ گل پونه . که
بارونی نمی تونیطلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ...
دوست........
سلام به روی ماه همتون دوستان گلم
خوبید؟
-آره.
خب خداروشکر خوش به حالتون من که این ماه حالم افتضاح بود
خیلی بد بودم واسه همین نمی اومدم آپ کنم شرمنده همه دوستای عزیزم اگه بهشون سر
نزدم وهمینطور عید رو تبریک نگفتم عذر
میخوام باور کنید اصلا نمی تونستم بیام
ولی به جاش الان تبریک میگم اشکال که نداره فقط یه مدت گذشته بازم ببخشید.
امروز داشتم مجله میخوندم یه مطلبی دیدم که واقعا راست،
گفتم بذارم شما هم بخونید.
دوست....
یک دوست معمولی هیچ گاه نمی تواند گریه تورا ببیند.
یک دوست واقعی شانه هایش ازگریه تو تر خواهد شد.
دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند.
دوست واقعی شاید تلفن آنها را نوشته باشد.
دوست معمولی یک جعبه شکلات واسه مهمانی تو می آورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید وتا دیر وقت برای تمیز
کردن می ماند.
دوست معمولی ازدیرتماس گرفتن تو ناراحت می شود.
دوست واقعی می پرسد که چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد.
دوست واقعی سعی در حل آنها می کند.
یک دوست معمولی مانند یک مهمان عمل می کند ومنتظر می ماند
تا ازاوپذیرایی شود.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از مرافعه تموم می
شود.
یک دوست واقعی می داند که بعد از مرافعه دوستی محکم تر
میشود.
یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با
تو می ماند.
فدای همتون امیدوارم منو ببخشید فعلا.
دوستون دارم
..................بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.
یادت هست
روزی از من پرسیدی:
" این جاده به کجا می رود؟"
و من
سکوت کردم..
دیدی
جاده جایی نرفت؛
آن که رفت
تو بودی...
چراغ قرمز..
یک نفر دلش شکسته بود
توی ایستگاه استجابت دعا
منتظر نشسته بود
منتظر..
ولی دعای او
دیر کرده بود!
او خبر نداشت،
که دعای کوچکش
توی چارراه آسمان
پشت یک چراغ قرمز شلوغ
گیر کرده بود....
زین پس تنها ادامه می دهم..
در باران..
حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم...
باران نبار؛
من نه چتر دارم..
و نه یار...
اولین بار که گفتی دوستم داری؛
گریه ام گرفت..
حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد،
خنده ام می گیرد...
اولین بار که گفتی دوستم داری؛
گریه ام گرفت..
حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد،
خنده ام می گیرد...
جـــــدا که شدیم؛
هر دو به یک احســـاس رسیدیم..
تو به "فراغـــــــــــت"
و من به "فراقــــــــــــت"..
یک حرف که مهم نیست...
بیهوده متاز که مقصد خاک است.
خدایا روز غم فرداست چرا میسوزم امروز
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
اگه زندگی بد نبود بچه اونو با گریه اغاز نمیکرد
21ماه حبس بخاطر پسر بودن
به سلامتی سربازی که رفت مرد بشه تا بیاد دوست دخترش مادرمیشه
به نام انکه اشک را افرید تا مونس تنهاییم باشم
سلامتی همه اونایی که مارو همینطور که هستیم دوست دارند وکرنه بهتر از مارو که هست دوست دارند
سلامتی اون پسری که به سلامتی عشقش عرق میخوره ولی نمیدونه که عشقش زیر یکی دیگه داره عرق میریزه
از عشق تو من به کوچه پس کوچه زدم
.
.
.
.
.
عشق رو ولش کن
من گم شدم
کمک
در خواب نازی بودم شبی /دیدم کسی در میزند /
در را گشودم روی او / دیدم غم است در میزند/
ای دوست بی وفا /از غم بیاموزید وفا /
غم با ان همه بیگانگی / هر شب به من سری میزند /
بهترین لحظه وقتیست که بهترین ها بیادت باشند.بهترین نیستیم ولی بیادتیم
بر دوش دلم بار غمت سنگین است .دور از تو همیشه قلب من غمگین است
اهی
عجیب می کشم امشب به یاد تو . خود را به صلیب میکشم امشب به یاد تو .
پرتقال و نعنا که هیچ است دارم دو سیب میکشم امشب به یاد تو .
زندگی موندن و نفس کشیدن نیست
زندگی قانون باورهاست
پس باور کن بیادتم
شبی دنبال معنایی برای دوست میگشتم
تو بالاتر ز هر معنی و من بیهوده میگشتم
انگار پای ثانیه ها لنگ میشود
وقتی دلی برای دلی تنگ میشود
اگر میدانستی چقدر دوستت دارم
هرگز برای آمدنت باران را بهانه نمیکردی
رنگین کمان من
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است
آرام....بی صدا.....اما همیشگی
تلفن به خدا
اَلــو...اَلــو..سلآم...
کَســی اونجــآ نیســت؟؟
مَگـه اونجــآ خونـه خـُدآ نیســت؟؟
پَـس چـرآ کَسـی جوآب نمـیــده؟؟
یِهــو یه صِــدآی مِهـرَبون ...!مِثلِ اینکـه صِــدآی یه فِرِشـتَس..."بَله؟؟بآ کی کآر دآری کوچولو؟"
خُدآ هَست؟..بآهآش قَرآر دآشتَم..قول دآده اِمشِب جوآبَمـو بِده...
بِگو!!مَن میشــنَوَم.
کودَک مُتَعَجب پرســید:"مَگه تو خُدآیی؟مَـن بآ خُدآ کآر دآرَم...
هَرچی میخوآی به مَن بِگو.قول میــدم به خُدآ بِگَم.
کودَک بآ صـِدآی بُغض آلودی گُفت:"یعنی خدآم مَنـــو دوست ندآره؟؟؟"
فِرشته سـآکت بود.بَعد اَز مَکثِ نه چَندآن طولآنی:"نه خُدآ خیلی دوست دآره.مَگه میشه کَسی تورو دوست ندآشته بآشه؟!"
بلور اَشــکی که دَر چِشمآنَش حَلقه زَده بود،بآ فِشـآرِ بُغض غَلطیــد....
وَ بآ هَمآن بُغض گُفت:"اَصلاً اَگه نَگی خُدآ بآهآم حرف بِزَنه،گِریه میکُنمـــآ!!!"
بَعــد اَز چَنـد لَحظه هیــآهــوی ســکوت؛
"بِگو زیبــآ،بِگو.هَــر آنچـه بَر دِلِ کوچَکَت سَنگینی می کُنــَد،بِگو..."
دیگَر بغض اَمآنَش رآ بریده بود...بُلَند بُلَند گریه کَرد و گَفت:"خُدآ جون!خُدآی مِهـرَبون!خُدآی قَشَنگَم!
میخوآستَم بِهِت بِگَم،تورو خُدآ نَذآر بُزُرگ شــَم!تورو خُدآ!!
چرآ؟این مُخآلِفِ تَقدیره..چرآ دوست نَدآری بُزُرگ شی؟
آخه خُدآ مَن تورو خیلی دوست دآرَم.قَد مآمآنَم.10تآ دوست دآرَم.
اَگه بُزُرگ شَم،نَکُنه مثلِ بَقیه فرآموشِت کُنَم؟؟
نَکُنه یآدَم بره که یه روزی بِهِت زَنگ زِدَم؟
نَکُنه یآدَم بِره هَرشِب بآهآت قَرآر دآشتَم؟
مِثلِ بَقیه که بُزُرگ شُدَن وَ دیگه حَرفِ مَنــو نمی فَهمَن!
مِثلِ بَقیه که بُزُرگَن و فِکر میکُنن مَن اَلَکی میگَم که بآتـو دوســتَم...
مَگه مآ بآهَم دوست نیستَیم؟
پَس چرآ کَسی حَرفَمــو بآوَر نمیکُنه؟
خُدآ چرآ بُزُرگآ حَرفآشون سَخت سَخته؟
مَگه اینطوری نِمیشه بآهآت حَرف زَد؟
خُدآ پَس اَز تَمآم شـُدَنِ گِریه هآی کودَک:
"آدَم،مَحبوب تَرین مَخلوقِ مَن...
چه زود خآطِرآتَش رآ دَر اِزآی بُزِرگ شُدَن فَرآموش میکُنَد...
کآش هَمه مِثلِ تو،به جآیِ خوآسته هآی عَجیب مَن رآ اَز خودَم طَلَب میکَردَند،تآ تَمآمِ دُنیـآ دَر دَسـتآنِشـآن جآ میگِرِفت...
کآش هَمه مِثلِ تو،مَرآ بَرآی خودَم نه بَرآی خودخوآهی شآن می خوآستَند...
دُنیــا بَرآی تو کوچَک اَست...
بیــآ تآ برآی هَمیشــه کوچَک بمــآنی و هَرگِز بُزُرگ نَشـوی...
کودَک،کِنآرِ گوشیِ تِلِفُن،دَر حآلی که لَبخَند بَر لَب دآشت،بَرآی هَمیشه به خوآب فرو رَفت....
یوسف می دانست تمام درهابسته هستند
امابه خاطر خدا
به سوی درهای بسته دوید وتمام درهابرایش باز شد.
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته بود
بدو
خدای تو و یوسف یکیست..
گریه:
شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره
اما
اوني که ميخنده هزار تا ؟من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ،ولي
اوني که گريه ميکنه ،به هزار تا از دردهاش خنديده.اما جلوي يکيشون کم
آورده!
پسر: چراگريه ميكني گلم؟
دختر: هيچي همينطوري
پسر:عشقشو بغل ميكنه و ميگه ،ببخشيد
دختر:چرا؟توكه كاري نكردي
پسر :چرامن اونجا نبودم كه ازت حمايت كنم جلوي كسي كه باعث
ناراحتيت شد.......
وقتی خدا منو از اون دنیا همراهی می کرد به این دنیا گفت:
جایی می فرستمت که به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
به همین خاطر تو کوله بارت اشک میزارم که همدم تنهاییت باشه ...
قلب میزارم که خودتو توش جا بدی...
مرگ میگذارم که باز هم پیش خودم برگردی...
از تو عبور مي كنم فقط نگاه ميكني
من اشتباه مي كنم توهم گناه ميكني
ازم عبور مي كني ببين سقوط ميكنم
به من نگاه كن ،بزن ،فقط سكوت ميكنم
حکایت عشق:
از تو عبور مي كنم فقط نگاه ميكني
من اشتباه مي كنم توهم گناه ميكني
ازم عبور مي كني ببين سقوط ميكنم
به من نگاه كن ،بزن ،فقط سكوت ميكنم
عاشــــقی
عاشقی
یه دل دریایی می خواد تا همه خطاهای معشوقت رو توش غرق كنی.
عاشقی
یه دنیا محبت می خواد كه باید روز به روز اونو گسترده تر كنی.
عاشقی
یه قلب می خواد كه تو هر ضربانش یه بار اسم معشوقت رو بشنوی.
عاشقی
یه چشم می خواد برای خوندن خط به خط كتاب دل معشوق.
عاشقی
پایی می خواد برای دویدن به هر كجایی كه معشوق هست .
عاشقی
صدایی می خواد برای خوندن از عشق ، هر چقدر كه بد باشه .
عاشقی
صداقتی می خواد برای گفتن جمله مقدس دوستت دارم .
عاشقی
از خود گذشتگی می خواد برای به آرامش رسیدن معشوق .
عاشقی
صبر می خواد برای تحمل روزهای سخت دوری از معشوق .
حالا گرفتی که عاشقی چی چی میخواد؟؟؟
منو که میزارن تو قبر
بزنین رو شونم و بگین:
هی رفیق...
سخت گذشت....
ولی دیدی گذشت.......
جمعی بودیم گرسنه دورهم
"چون سیر شدیم از هم دور شدیم "
کاش از گر سنگی میمردیم....
سلام دوستان باز من اومدم با یه مطلب دیگه
قبل از این که بخواهی در مورد من و زندگی من قضاوت کنی
کفشهای من را بپوش و در راه من قدم بزن،
از خیابانها، کوهها و دشت هایی گذر کن که من کردم،
اشکهایی را بریز که من ریختم
دردها و خوشیهای من را تجربه کن
سالهایی را بگذران که من گذراندم
روی سنگهایی بلغز که من لغزیدم
دوباره و دوباره برپاخیز و مجدداً در همان راه سخت قدم بزن
همانطور که من انجام دادم ...
بعد ، آن زمان می توانی در مورد من قضاوت کنی
رفتم کوه داد زدم :با من ازدواج میکنی ؟بعــد شنیدم :بـــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج مــــــــــــــــــــیکنـــــــــــــــــــــــی؟بــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــن ازدواج مـــــــیکنـــــــــــــــــــــی!؟بــــــا مــــــــــن ازدواج مـــــــــیکنـــــــــــــــی!؟بـــا مــــــن ازدواج مــــیکنـــــــی!؟بـا مــــن ازدواج مـــیکنــی!؟با من ازدواج میکنی!؟بَعدش چون آمادگی همه خواستگارو با هم نداشتماومدوم پایین که ادامه تحصیل بدم !
اه زندگی
خنده های ما
در خلال راز های زندگی ،
در عبور روزهای کودکی ؛
و در شروع یک بلوغ مخملی
گم شدند ...
آه زندگی !
زود اعتراف کن !
خنده های ما کجاست ؟
دست و نزد کیست ؟
آه زندگی ...
آی زندگی ...
زود و زود و زود
تند و تند و تند
پاسخم بده ...
خد ا حافظ:
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختنببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختنخداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونهلالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونهیکی با چشمای نازش دل کوچیکمو لرزوندیکی با دست ناپاکش گلای باغچمو سوزوندتو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بوهنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سوخداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردمنشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردمنشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارماز این فصل سکوت و شب غم بارونو بردارمنمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونیتو که بیدار بیداری بگو از شب چی می دونیتو این رویای سر دم گم .خداحافظ گل گندمتو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردمخداحافظ گل پونه . که بارونی نمی تونیطلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ...
دوست........
سلام به روی ماه همتون دوستان گلم
خوبید؟
-آره.
خب خداروشکر خوش به حالتون من که این ماه حالم افتضاح بود خیلی بد بودم واسه همین نمی اومدم آپ کنم شرمنده همه دوستای عزیزم اگه بهشون سر نزدم وهمینطور عید رو تبریک نگفتم عذر میخوام باور کنید اصلا نمی تونستم بیام ولی به جاش الان تبریک میگم اشکال که نداره فقط یه مدت گذشته بازم ببخشید.
امروز داشتم مجله میخوندم یه مطلبی دیدم که واقعا راست، گفتم بذارم شما هم بخونید.
دوست....
یک دوست معمولی هیچ گاه نمی تواند گریه تورا ببیند.
یک دوست واقعی شانه هایش ازگریه تو تر خواهد شد.
دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند.
دوست واقعی شاید تلفن آنها را نوشته باشد.
دوست معمولی یک جعبه شکلات واسه مهمانی تو می آورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می آید وتا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.
دوست معمولی ازدیرتماس گرفتن تو ناراحت می شود.
دوست واقعی می پرسد که چرا نتوانستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد.
دوست واقعی سعی در حل آنها می کند.
یک دوست معمولی مانند یک مهمان عمل می کند ومنتظر می ماند تا ازاوپذیرایی شود.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از مرافعه تموم می شود.
یک دوست واقعی می داند که بعد از مرافعه دوستی محکم تر میشود.
یک دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند.
فدای همتون امیدوارم منو ببخشید فعلا.
دوستون دارم ..................بوووووووووووووووووووووووووووووووووووووس.
یادت هست
روزی از من پرسیدی:
" این جاده به کجا می رود؟"
و من
سکوت کردم..
دیدی
جاده جایی نرفت؛
آن که رفت
تو بودی...
چراغ قرمز..
یک نفر دلش شکسته بود
توی ایستگاه استجابت دعا
منتظر نشسته بود
منتظر..
ولی دعای او
دیر کرده بود!
او خبر نداشت،
که دعای کوچکش
توی چارراه آسمان
پشت یک چراغ قرمز شلوغ
گیر کرده بود....
زین پس تنها ادامه می دهم..
در باران..
حتی به درخواست چتر هم جواب رد می دهم...
باران نبار؛
من نه چتر دارم..
و نه یار...
اولین بار که گفتی دوستم داری؛
گریه ام گرفت..
حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد، خنده ام می گیرد...
اولین بار که گفتی دوستم داری؛
گریه ام گرفت..
حالا اگر کسی بگوید دوستم دارد، خنده ام می گیرد...
جـــــدا که شدیم؛
هر دو به یک احســـاس رسیدیم..
تو به "فراغـــــــــــت"
و من به "فراقــــــــــــت"..
یک حرف که مهم نیست...
بیهوده متاز که مقصد خاک است.
خدایا روز غم فرداست چرا میسوزم امروز
خدایا تا پاکم نکردی خاکم نکن
اگه زندگی بد نبود بچه اونو با گریه اغاز نمیکرد
21ماه حبس بخاطر پسر بودن
به سلامتی سربازی که رفت مرد بشه تا بیاد دوست دخترش مادرمیشه
به نام انکه اشک را افرید تا مونس تنهاییم باشم
سلامتی همه اونایی که مارو همینطور که هستیم دوست دارند وکرنه بهتر از مارو که هست دوست دارند
سلامتی اون پسری که به سلامتی عشقش عرق میخوره ولی نمیدونه که عشقش زیر یکی دیگه داره عرق میریزه
از عشق تو من به کوچه پس کوچه زدم
.
.
.
.
.
عشق رو ولش کن
من گم شدم
کمک
در خواب نازی بودم شبی /دیدم کسی در میزند /
در را گشودم روی او / دیدم غم است در میزند/
ای دوست بی وفا /از غم بیاموزید وفا /
غم با ان همه بیگانگی / هر شب به من سری میزند /
بهترین لحظه وقتیست که بهترین ها بیادت باشند.بهترین نیستیم ولی بیادتیم
بر دوش دلم بار غمت سنگین است .دور از تو همیشه قلب من غمگین است
اهی عجیب می کشم امشب به یاد تو . خود را به صلیب میکشم امشب به یاد تو . پرتقال و نعنا که هیچ است دارم دو سیب میکشم امشب به یاد تو .
زندگی موندن و نفس کشیدن نیست
زندگی قانون باورهاست
پس باور کن بیادتم
شبی دنبال معنایی برای دوست میگشتم
تو بالاتر ز هر معنی و من بیهوده میگشتم
انگار پای ثانیه ها لنگ میشود
وقتی دلی برای دلی تنگ میشود
اگر میدانستی چقدر دوستت دارم
هرگز برای آمدنت باران را بهانه نمیکردی
رنگین کمان من
آتش دوست اگر در دل ما خانه نداشت
عمر بی حاصل ما این همه افسانه نداشت
حضورت در قلبم مثل نفس کشیدن است
آرام....بی صدا.....اما همیشگی
تلفن به خدا
اَلــو...اَلــو..سلآم...
کَســی اونجــآ نیســت؟؟
مَگـه اونجــآ خونـه خـُدآ نیســت؟؟
پَـس چـرآ کَسـی جوآب نمـیــده؟؟
یِهــو یه صِــدآی مِهـرَبون ...!مِثلِ اینکـه صِــدآی یه فِرِشـتَس..."بَله؟؟بآ کی کآر دآری کوچولو؟"
خُدآ هَست؟..بآهآش قَرآر دآشتَم..قول دآده اِمشِب جوآبَمـو بِده...
بِگو!!مَن میشــنَوَم.
کودَک مُتَعَجب پرســید:"مَگه تو خُدآیی؟مَـن بآ خُدآ کآر دآرَم...
هَرچی میخوآی به مَن بِگو.قول میــدم به خُدآ بِگَم.
کودَک بآ صـِدآی بُغض آلودی گُفت:"یعنی خدآم مَنـــو دوست ندآره؟؟؟"
فِرشته سـآکت بود.بَعد اَز مَکثِ نه چَندآن طولآنی:"نه خُدآ خیلی دوست دآره.مَگه میشه کَسی تورو دوست ندآشته بآشه؟!"
بلور اَشــکی که دَر چِشمآنَش حَلقه زَده بود،بآ فِشـآرِ بُغض غَلطیــد....
وَ بآ هَمآن بُغض گُفت:"اَصلاً اَگه نَگی خُدآ بآهآم حرف بِزَنه،گِریه میکُنمـــآ!!!"
بَعــد اَز چَنـد لَحظه هیــآهــوی ســکوت؛
"بِگو زیبــآ،بِگو.هَــر آنچـه بَر دِلِ کوچَکَت سَنگینی می کُنــَد،بِگو..."
دیگَر بغض اَمآنَش رآ بریده بود...بُلَند بُلَند گریه کَرد و گَفت:"خُدآ جون!خُدآی مِهـرَبون!خُدآی قَشَنگَم!
میخوآستَم بِهِت بِگَم،تورو خُدآ نَذآر بُزُرگ شــَم!تورو خُدآ!!
چرآ؟این مُخآلِفِ تَقدیره..چرآ دوست نَدآری بُزُرگ شی؟
آخه خُدآ مَن تورو خیلی دوست دآرَم.قَد مآمآنَم.10تآ دوست دآرَم.
اَگه بُزُرگ شَم،نَکُنه مثلِ بَقیه فرآموشِت کُنَم؟؟
نَکُنه یآدَم بره که یه روزی بِهِت زَنگ زِدَم؟
نَکُنه یآدَم بِره هَرشِب بآهآت قَرآر دآشتَم؟
مِثلِ بَقیه که بُزُرگ شُدَن وَ دیگه حَرفِ مَنــو نمی فَهمَن!
مِثلِ بَقیه که بُزُرگَن و فِکر میکُنن مَن اَلَکی میگَم که بآتـو دوســتَم...
مَگه مآ بآهَم دوست نیستَیم؟
پَس چرآ کَسی حَرفَمــو بآوَر نمیکُنه؟
خُدآ چرآ بُزُرگآ حَرفآشون سَخت سَخته؟
مَگه اینطوری نِمیشه بآهآت حَرف زَد؟
خُدآ پَس اَز تَمآم شـُدَنِ گِریه هآی کودَک:
"آدَم،مَحبوب تَرین مَخلوقِ مَن...
چه زود خآطِرآتَش رآ دَر اِزآی بُزِرگ شُدَن فَرآموش میکُنَد...
کآش هَمه مِثلِ تو،به جآیِ خوآسته هآی عَجیب مَن رآ اَز خودَم طَلَب میکَردَند،تآ تَمآمِ دُنیـآ دَر دَسـتآنِشـآن جآ میگِرِفت...
کآش هَمه مِثلِ تو،مَرآ بَرآی خودَم نه بَرآی خودخوآهی شآن می خوآستَند...
دُنیــا بَرآی تو کوچَک اَست...
بیــآ تآ برآی هَمیشــه کوچَک بمــآنی و هَرگِز بُزُرگ نَشـوی...
کودَک،کِنآرِ گوشیِ تِلِفُن،دَر حآلی که لَبخَند بَر لَب دآشت،بَرآی هَمیشه به خوآب فرو رَفت....
یوسف می دانست تمام درهابسته هستند
امابه خاطر خدا
به سوی درهای بسته دوید وتمام درهابرایش باز شد.
اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته بود
بدو
خدای تو و یوسف یکیست..
گریه:
شنيديد که ميگن : اوني که گريه مي کنه ، يه درد داره
اما اوني که ميخنده هزار تا ؟من ميگم : اوني که ميخنده هزار تا درد داره ،ولي اوني که گريه ميکنه ،به هزار تا از دردهاش خنديده.اما جلوي يکيشون کم آورده!
پسر: چراگريه ميكني گلم؟
دختر: هيچي همينطوري
پسر:عشقشو بغل ميكنه و ميگه ،ببخشيد
دختر:چرا؟توكه كاري نكردي
پسر :چرامن اونجا نبودم كه ازت حمايت كنم جلوي كسي كه باعث
ناراحتيت شد.......
وقتی خدا منو از اون دنیا همراهی می کرد به این دنیا گفت:
جایی می فرستمت که به هیچ کس نمیشه اعتماد کرد.
به همین خاطر تو کوله بارت اشک میزارم که همدم تنهاییت باشه ...
قلب میزارم که خودتو توش جا بدی...
مرگ میگذارم که باز هم پیش خودم برگردی...
از تو عبور مي كنم فقط نگاه ميكني
من اشتباه مي كنم توهم گناه ميكني
ازم عبور مي كني ببين سقوط ميكنم
به من نگاه كن ،بزن ،فقط سكوت ميكنم
حکایت عشق:
از تو عبور مي كنم فقط نگاه ميكني
من اشتباه مي كنم توهم گناه ميكني
ازم عبور مي كني ببين سقوط ميكنم
به من نگاه كن ،بزن ،فقط سكوت ميكنم
عاشــــقی عاشقی
یه دل دریایی می خواد تا همه خطاهای معشوقت رو توش غرق كنی.
عاشقی
یه دنیا محبت می خواد كه باید روز به روز اونو گسترده تر كنی.
عاشقی
یه قلب می خواد كه تو هر ضربانش یه بار اسم معشوقت رو بشنوی.
عاشقی
یه چشم می خواد برای خوندن خط به خط كتاب دل معشوق.
عاشقی
پایی می خواد برای دویدن به هر كجایی كه معشوق هست .
عاشقی
صدایی می خواد برای خوندن از عشق ، هر چقدر كه بد باشه .
عاشقی
صداقتی می خواد برای گفتن جمله مقدس دوستت دارم .
عاشقی
از خود گذشتگی می خواد برای به آرامش رسیدن معشوق .
عاشقی
صبر می خواد برای تحمل روزهای سخت دوری از معشوق .
حالا گرفتی که عاشقی چی چی میخواد؟؟؟
منو که میزارن تو قبر
بزنین رو شونم و بگین:
هی رفیق...
سخت گذشت....
ولی دیدی گذشت.......
